خرید بک لینک
I read an idea on the following link about educating ethics students during their real clinical situations:http://blogs.bmj.com/medical-ethics/2017/02/06/bridging-the-education-action-gap-a-near-peer-case-based-undergraduate-ethics-teaching-programme/?utm_campaign=shareaholic&utm_medium=linkedin&utm_source=socialnetworkIt`s a good idea, but I am not sure that all practitioners encourage it. I guess most of them 1) fear from facing their professional or ethical errors, mistakes and faults, 2) keep their own values, ethical principles, and theoretical foundations from exposure. Practical Fearing vs. Philosophical Tearing!What do you think?

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

چرا حضرت زهرا سلام الله عليها وصيت کرد شبانه غسل داده شود، شبانه کفن شود و شبانه دفن گردد؟استدلال من چنين است:1- اهل مدينه براي اثبات مالکيت حضرت زهرا بر منطقه فدک، از ايشان شاهد خواستند.اگرچه هنگام غصب فدک توسط مزدوران اولي، فدک در اختيار حضرت زهرا بود و کارگرانش بر آن زمينها کار مي کردند (يعني آن حضرت ذواليد بودند). مورخان چنين نوشته اند.2- عصمت حضرت زهرا برتر از مقام  ذوالشهادتين بود که پيامبر به خزيمة بن ثابت اوسي اعطا کردند.خزيمة بن ثابت اوسي يکي از انصار و از اصحاب جنگ بدر بود و روزي بر پيامبر و مرد عربي وارد شد که به پيامبر مي گفت: «گواهي بياور»! و پيامبر مي فرمود: «من آن را قبلا! از تو خريده بودم و پولش را داده ام». خزيمه قضيه را جويا شد و فهميد پيامبر خدا (ص) قبلاً اسبي را از اين مرد عرب خريده بودند و او پولش را گرفته بود اما اکنون وي مدعي شده که از پيغمبر طلبکار است و اين اسب را به جاي طلبش مي خواست! خزيمه که اين قضيه را شنيد بلافاصله گفت: «من گواهي مي دهم که پيامبر پول اسب را به اين مرد عرب داده است»! پيغمبر (ص) به خزيمه فرم

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

 بودم غيور و غيرتم شُهره به آفاقم نمودليکن نمي دانم چه شد سيماي جانانم کبودعمري سراپا گوش و چشم شايد تقاضايي کنداو در قفس بودش ولي چيزي نگفت و پرگشودهمراه او غمخوار او تنهاترين دلدار اودر حسرت گفتار او پايان رسيد گفت و شنوداو شمع و من پروانه اش من در طواف کعبه اشهفتاد و پنج روزي گذشت او در رکوع و من سجودمن پاسبان از گلشنش هم باغبان هم غنچه اششرمنده از پژمردنش او اشک و از من مي زُدوداو بهترين هميار من چشم انتظـارِ پايِ منشرمنده از ديوار و در صورت به زير و قد خموددست خدا در آستين چشم خداي راستيناما مپرسيدم چرا آتش به خانه شد فرودانسيه حورا، بتول، بودش امانت از رسولشايد نخفتم چون که شد دستان کين بر او فرودهم چشم و هم دست خدا بيدار بودم با خداغفلت نکردم لحظه اي اين خانه را سوزاند حسودشرمنده از کوتاهي ام ريسمان نمود همراهي امآخر ندانستم او که بود حوريه يا انسيه بودمن ناخدا چون گشته ام؟ درهم شکسته کشتي ­امدشمن وِرا ديوار زد قدش چرا گشتي خمود؟اي کاش غلامي مي­ شنيد اين درد و اين حزن شديداو مي نوشت با اشک خود آنجا چرا حيدر نبودبحر رجز مثمن سالم (مستفعلن ×4)شعر از غلام: (دکترس

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

من اخذ الدين من افواه الرجال ردته منه الرجال


کسي که دين را از دهان مردانش بشنود, همين افراد او را از دين خارج مي کنند!


به نظر شما اين روايت چه نکته اي دارد؟


نفي تقليد؟


نفي دينداري؟


نفي پارادايم نقلي؟


تشويق اجتهاد در دين؟


بدعت شناسي؟


تبليغ دين؟


به نظر من, اين روايت عقلانيت عمل شده (practiced rationality )    (و نه صرفا فهم شده يا دانسته شده) را مورد توجه قرار داده و تبليغ مي کند, عقلانيتي که مي تواند آثار متعددي مانند بدعت شناسي داشته باشد.

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

فقر وابسته به چندين وضعيت مختلف «ذهني»، «فرهنگي»، «اجتماعي» و از جمله وضعيت «اقتصادي» است. نظرگاههاي اديان توحيدي از جمله اسلام درباره فقر وابسته به تبيينهايي است که نسبت به اقتصاد دارند. در ذيل چند تفاوت مهم اسلام و علم اقتصاد را مي آورم:1- مسأله اصلي علم اقتصاد «چگونگي تخصيص منابع» مي باشد اما پيش فرضهايش اين است که «عرضه منابع کم است» و «عرضه-تقاضا تنها چرخه مهم اقتصاد است». چنين پيش فرضهايي گوياي تمام واقعيت تجربه شده نيستند. 2- به نظر مي رسد مفاهيمي اصلي که چارچوب مفهومي تئوريهاي اقتصادي را مي سازند، تمام و کمال نيستند و شايد مفاهيم ديگري نيز بتوان در اين چارچوب مفهومي گنجاند مانند «رزق»، «برکت»، «توفيق»، ..  .3- هيچ استدلالي مطرح نشده که هدفگذاري علم اقتصاد برخاسته از ارزشهاي يک جامعه و افراد آن جامعه باشد. هدف «جامعه سازي براي رسيدن به مطلوبيت» متفاوت از «فردسازي براي رسيدن به مطلوبيت» مي باشد. حال سؤال اصلي اين است که چه چيزي

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

درب خانه نبوت را آتش زدند!اما نه يهوديان يا مسيحيان يا مشرکان يا گبرها و ملحدان! مسلمانايي که خود را اصحاب و يار آخرين فرستاده خداوند مي دانستند!چرا؟ آيا نمي دانستند خانه نبوت است؟ نمي دانستند که بايد مزد رسالت پيامبر خاتم و هدايت خودشان را به اين خانه بپردازند؟ نمي دانستند اهل خانه پاک ترين پاکان روي زمين اند؟بلي مي دانستند! اما طمع کردند در تنور انتخابات سقيفه بهره اي ببرند! کينه هاي بدر و خندق و حُنين را بيرون بريزند! اينها احقاداً بدرية و خيبرية و حنينية و غيرهنّ [1] بودند! بلکه حسادتهاي نهادينه شده را بيرون بريزند! از مکه تا مدينه، و از کعبه تا سقيفه! آري، خدا در زمان حيات پيامبر پيش بيني کرده بود که اين مسلمان نماها درون خود را برون ريزند: أم حسب الذين في قلوبهم مرضٌ أن لن يخرج الله أضغانهم[2]. آن کينه و مرض نزديکان پيامبر بود که شعله هاي حسادت را بر درب خانه زهرا (ع) برافروخت! حسادتهاي عايشه بود که دلِ همسرِ خديجه را مي سوزاند، بر خانه دختر خديجه زبانه کشيد و درب خانه اش را سوزاند، پاره اي از تنِ دخترِ پيامبر را ميراند و صحنه روزگار را سياه کرد! همان سياهي که پرچم داعش

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

بشريت به نهايت تمدني خودش خواهد رسيد.مي توان الزامات چنين تمدن نهايي بشري را پيش بيني کرد:1- حقوق بشر: مهمترين و بديهي ترين حقي که بشر دارد، «هدايت شدن» است، حقي که غايت آفرينش انسان را نشان مي دهد.(Human Rights and Guidance)(The Ultimate Civilization)2- علميت: توسعه دانشهاي بشري هميشه با انسان همراه خواهد بود و نمي توان تصور کرد که تمدن آينده بشري بدون ابتناء بر تئوري علمي باشد. با توجه به تنوع و تفاوت تئوريهاي علمي در حوزه هاي مختلف، آن تئوري علمي مي تواند مبناي تمدن نهايي بشريت باشد که اساسي ترين و زيربنايي ترين تئوري را مبنا قرار دهد. «توحيد» قديمي ترين و تأثيرگذارترين نظريه علمي در تاريخ بشريت است. (?Is Tawhid the oldest theory of knowledge) (Tawhid paradigm and Scientific Knowledge) (Tawhid Paradigm)3- عملکرد شناختي: هر يکي از افراد و عوامل جامعه بشري در شکل دهي تمدن نهايي بشريت سهم دارند. انتظار مي رود علمکردي محوري باشد که شمول بيشتري داشته باشد. «شناخت» مهمترين عملکردي است که گروهها و جوامع و افراد مختلف نسبت به يکديگر دارند و خواهند داشت. (

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 3:14

صفحه بندی